ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

102

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

حقيرانه و جاه‌طلبيهاى شرارت‌آميز بيشتر صحابه نخستين با به قدرت رسيدن امويان ، كه به نظر او سياستمداران هوشمندى بودند ، موافق بود . روايات مربوط به جلسات و اقدامات شوراى منتخب كه عثمان را به خلافت برگزيد ، تا اندازه‌اى تناقض‌آميز و آميخته با افسانه است . « 1 » امّا برخى جنبه‌هاى آنها را مىتوان منطقى و قابل اطمينان دانست . اين شورا در واقع پنج عضو داشت : عبد الرحمن بن عوف ، سعد بن ابى وقاص ، عثمان ، على عليه السّلام و زبير . عضو ششم ، يعنى طلحه ، پس از انتخاب عثمان به مدينه بازگشت . سعد در ظاهر وكيل طلحه بود . نقش عمدهء تصميم‌گيرى به نفع عثمان را شوهر خواهر او عبد الرحمن بن عوف بر عهده داشت . « 2 » عبد الرحمن پس از مرگ ابو عبيده ، نزديكترين صحابى به خليفه بود و عمر غالبا به نظرات او تكيه مىكرد . « 3 » اگر روايتى از نوهء عمر ، سالم بن عبد اللّه ، موثق باشد عمر

--> ( 1 ) مهمترين روايت از شاهدى عينى ، روايت مسور بن مخرمهء زهرى ، خواهرزاده عبد الرحمن بن عوف است كه توسط دايى خود در اين اتفاقات درگير شد . روايت اصلى اكنون در دست نيست . طبرى ( ج 1 ، ص 2722 - 2726 ، ص 2788 - 2797 ) اين روايت را از طريق عبد العزيز بن ابى ثابت ( ف . 179 ) ، از اخلاف عبد الرحمن ، نقل مىكند او در علم انساب و شعر تبحّر داشت امّا در حديث مورد وثوق نبود . به گفته عمر ابن شبه كتابهاى او در آتش سوخت و وى از حافظه روايت مىكرد ( ابن حجر ، تهذيب ، ج 6 ، ص 350 - 351 ) . شايد علت وجود عناصرى افسانه مانند در روايت و فضاى اديبانه آن همين باشد ، اما محتواى آن پذيرفتنى مىنمايد . روايتهاى كوفى را كه ابن اسحاق نقل كرده و آبوت آنها را از روى پاپيروسى تصحيح كرده و بىغرضانه دانسته ( مطالعاتى در پاپيروسهاى ادبى عربى ، شيكاگو ، 1957 ، ج 1 ، ص 80 - 99 ) ، گيب ( بازنگرى ، مجلهء مطالعات خاورميانه‌اى ، 17 ، ( 1958 ) ، 214 ) و كيستر ( « توضيحاتى درباره شوراى منتخب عمر بن خطاب » ، در مجله مطالعات سامى ، 9 ( 1964 ) ، ص 320 - 326 ) با دلايل كافى آنها را داستانهايى ضد اموى دانسته‌اند . بنابراين روايات و روايات ديگرى مرتبط با آنها ، عمر پيش از مرگ خود اظهار تأسف كرد كه چرا معاويه را والى شام كرده و عمرو بن عاص را متهم ساخت كه معاويه را وسوسه مىكند خلافت را به دست آورد ، حال آن‌كه وى از طلقاء فتح مكه است و نبايد خيال آن را در سر بپروراند . گرچه چنين روايتهايى از سر تعمّق در تحولات بعدى ساخته شده ، اما اين ادّعاى آنها كه عمر تمام دشمنان پيشين اسلام و از جمله معاويه و عمر و عاص را فاقد صلاحيت براى خلافت مىدانست موجّه مىنمايد ، چرا كه او هيچ يك از آنها را در شوراى منتخب خود جاى نداد . ( 2 ) عبد الرحمن خواهر ناتنى عثمان ، ام كلثوم بنت عقبة بن ابى معيط ، را به زنى گرفته بود ( بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 19 ) . ( 3 ) ادعاى كايتانى بر اساس روايت طبرى ( ج 1 ، 2746 ، ج 2 ، ص 8 - 13 ) كه عبد الرحمن بن عوف يكى از تندترين مخالفان عمر بود ( تاريخ اسلام ، ج 5 ، ص 486 ؛ نيز ر . ك : ج 3 ، ص 702 ) قابل درك نيست . به عكس ، اين روايت حاكى از آن است كه مردم از عبد الرحمن مىخواستند در نزد خليفه برايشان وساطت كند ، زيرا